فرآیند  تشخیص اختلال خواندن
اكثر كودكان نارساخوان معمولاً تا سن هفت سالگي (كلاس دوم) مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند. مشكلات خواندن در دانش‌آموزان ممكن است در كلاس اول نيز خود را نشان دهند. كودكان در مقاطع پايين ابتدايي، گاهي با استفاده از حافظه خود، اختلال خواندن را جبران مي‌كنند بخصوص اگر هوش بالايي داشته باشند. در چنين مواردي اختلال ممكن است تا سن 9 سالگي (كلاس چهارم) يا بيشتر خود را نشان ندهد.
كودكان مبتلا به نارساخواني، در هنگام خواندن مرتكب اشتباهات متعددي مي‌گردند. اشتباهات كودكان نارساخوان برمبناي DSM-IV معمولاً با نشانه‌هايي از جمله حذف، افزودن، يا وارونه کردن كلمات مشخص مي‌شود. اين كودكان در تفكيك بين حروف از نظر شكل و اندازه دچار اشكال هستند، به خصوص حروفي كه فقط از نظر جهت‌يابي فضايي و طول خطوط با هم تفاوت د ارند. سرعت خواندن آنها كم و غالباً با حداقل فهم همراه است. اكثر كودكان نارساخوان، توانايي رونويسي از متن چاپي را دارند، اما تقريباً همه آنها در هجي كردن ضعيف هستند. اين كودكان ممكن است از وسط يا آخر كلمه‌اي چاپي يا نوشته شده شروع به خواندن نمايند، گاهي اين كودكان حروفي را كه بايد خوانده شوند پس و پيش مي‌خوانند كه علت آن عدم تثبيت كامل حركات تعقيبي چشم به سمت راست است. نارسايي در به خاطر آوردن و عدم استمرار فراخواني موجب مي‌شود كه فرد اسم و صداي حروف را بخوبي بخاطر نياورد. اكثر كودكان نارساخوان از نوشتن و خواندن دل‌خوشي ندارند و از آن پرهيز مي‌كنند. اضطراب آنها در مقابل تقاضاهايي كه زبان نوشتاري را ايجاب مي‌كند، افزايش مي‌يابد. اكثر كودكان نارساخواني كه آموزش هاي كمكي دريافت نمي‌كنند ممكن است از شكست مستمر و يأس ناشي از آن دچار احساس شرم و تحقير شوند. با گذشت زمان اين احساسها عميق‌تر مي‌گردند كودكان ممكن است احساس شرم يا افسردگي كنند و عزت نفس پايين نشان دهند (كاپلان و سادوك، 2003 ، ترجمه رفیعی و رضاعی، 1382).
اشتباهات كودكان نارساخوان برمبناي مدل تعادل خواندن بيكر (2002، 1990) با خطاهاي اساسی (از جمله حذف، اضافه و وارونه كردن حروف و هجاها در يك كلمه و.‌..) و خطاهاي چندپارگی (از جمله تكرار حروف و كلمات، آهسته خواني و خواندن منقطع و.‌..) مشخص مي‌گردد. به اعتقاد بيكر، كودكان نارساخوان نوع ‍P به دليل تكيه بيش از حد بر ويژگيهاي ادراكي متن و استفاده مفرط از راهبردهاي نيمكره راست، آهسته و منقطع مي‌خوانند و به تكرار حروف و كلمات مي‌پردازند. كودكان نارساخوان نوع l به دليل استفاده از راهبردهاي نيمكره چپ زودتر از موعد خيلي سريع و غيردقيق مي‌خوانند، اين نوع خواندن منجر به خطاهاي اساسی مي‌شود
برای ارزیابی و تشخیص کودکان نارساخوان از روش های مشاهده بالینی، مصاحبه بالینی و آزمون های روانشناختی استفاده می شود.
  1. مصاحبه و مشاهده بالینی کودک: چون کودکان ممکن است قادر یا مایل به ابراز افکار و احساسات خود به کمک کلمات نباشند، مشاهده رفتار و نحوه برخورد با مصاحبه کننده اهمیت خاص دارد؛ در مورد کودکان خیلی کوچک نقاشی و استفاده از اسباب بازی کمک کننده است. در مورد کودکان بزرگتر، می توان از روش مشابهی که در بزرگسالان مورد استفاده قرار می گیرد، کمک گرفت به شرط این که سعی شود از کلمات و مفاهیم متناسب برای سن و زمینه کودک استفاده شود (گلدر[1]، ترجمه پورافکاری، 1385).
یکی از اصول مهم، برقرار کردن فضایی دوستانه در جلسه مصاحبه و جلب اعتماد کودک است. معمولاً قبل از طرح مسئله اساسی، بهتر است صحبت با موضوعات خنثی نظیر حیوانات، و بازی های روز تولد و نظایر آنها شروع شود. پس از برقراری رابطه دوستانه می توان در مورد چیزهای مورد علاقه، یا برعکس مورد تنفر او، و امیدهایش برای آینده سؤال کرد. معمولاً پرسش از کودک در مورد سه آرزوی بزرگش اطلاعات خوبی به دست می دهد. همچنین می توان به کودکان کوچکتر فرصت داد که با بازی و نقاشی به ابراز علائق و احساسات خود بپردازند. کودکان معمولاً می توانند رویدادها را به طور دقیق به خاطر آورند، اما تلقین پذیرتر از افراد بزرگسال هستند؛ لذا به کار نبردن سؤالات رهنمودی در مصاحبه و عدم پیشنهاد اقدام یا تفسیر برای کودک ضمن نقاشی یا بازی کردن اهمیت دارد. مشاهده رفتار و وضعیت روانی کودک باید ثبت شود. در ارزیابی حالت روانی باید به خاطر داشت کودکانی که برای نخستین بار با روانپزشک مواجه می شوند ممکن است خاموش و دم در کشیده باشند؛ این رفتار نباید به افسردگی تعبیر شود. در مرحله ای از مصاحبه، که بهتر است در اواخر جلسه باشد، باید یک معاینه جسمی نیز با توجه خاص به سلسله اعصاب مرکزی صورت گیرد. در پایان مصاحبه همچنین باید به میزان رشد کودک در مقایسه با کودکان همسن توجه شود (گلدر ترجمه پورافکاری، 1385).
مصاحبه با والدین: قبل از طرح سؤالات سیستماتیک باید به والدین فرصت داده شود که حرف های خود را بزنند.
علت مراجعه: از مادر می خواهیم علت مراجعه و مشکل اصلی کودک را با همه علائم آن توضیح دهد.
تاریخچه خانوادگی:
آیا مشکل مطرح شده در خانواده وجود داشته است؟ نقش عامل وراثت باید تعیین شود.
دوران بارداری و وضعیت کودک بعد از تولد:
آیا پدر و مادر قصد بچه دار شدن داشته اند؟
وضعیت مادر در زمان بارداری چگونه بوده است؟
طول مدت بارداری چقدر بوده است؟
آیا دشواری هایی در زمان زایمان داشتید؟
ویژگی های کودک در هفته های اول چگونه بود؟
دوران مدرسه: 
سطح توجه و تمرکزش در مدرسه چگونه بوده است؟
آیا در مدرسه مشکلات خواندن و دیکته داشته است؟
آیا شاگرد منظمی بوده است؟
میزان تحمل کودک در مدرسه چقدر بوده است؟
آیا دوره پیش دبستانی را گذرانده است؟
روش های درمانی:
تاکنون از چه روش هایی برای حل مشکل کودک استفاده شده است؟
روش های درمانی استفاده شده تا چه اندازه مؤثر بوده است؟
مصاحبه با خانواده: مصاحبه با خانواده به مصاحبه کننده کمک می کند که واکنش های متقابل بین اعضای خانواده را ارزیابی کند، اما این راه خوبی برای اخذ اطلاعات واقعی نیست؛ این نوع اطلاعات معمولاً در مصاحبه با تک تک اعضای خانواده به طور مؤثرتری جمع آوری می شود. ناهماهنگی، بی سامانی در خانواده و بین جنبه های مختلف زندگی، بیشترین رابطه را با پیدایش اختلالات روانی دارد. لذا ارزیابی این فرایندهای مشخص از طریق مصاحبه با خانواده حائز اهمیت است. الگوهای برقراری رابطه بین اعضای خانواده نیز اهمیت دارد.
ملاقات با خانواده در نخستین مصاحبه یا اندکی پس از آن و پیش از ان که مصاحبه کننده رابطه ای نزدیک با بیمار یا یکی از والدین برقرار کند، سودمند است؛ چون در غیر این صورت مصاحبه با دیگران ممکن است مشکل گردد. مصاحبه کننده ممکن است با این سؤال شروع کند: «بهترین کسی که می تواند در مورد مسائل صحبت کند کیست؟». (گلدر ترجمه پورافکاری، 1385).
ضمن مشاهده نحوه پاسخ اعضای خانواده به این سؤال و سؤالات دیگر، مصاحبه گر باید موضوعات زیر را در نظر بگیرد:
چه کسی سخن گوی خانواده است؟
چه کسی در مورد مسأله نگران تر از همه است؟
سلسله مراتب در خانواده کدام است؟
نحوه برقراری رابطه بین اعضای خانواده چقدر مطابق میل است؟
برای مقابله با تعارضات از چه راه حل هایی استفاده می کنند؟
آزمون های روانشناختی: برای تشخیص و ارزیابی می توان از آزمون های هوشی (ریون کودکان، وکسلر کودکان)، آزمون اختلال خواندن و آزمون های تشخیص افتراقی استفاده نمود.
  1. آزمون های هوشی
آزمون هوشی وکسلر کودکان: مقیاس هوش وکسلر کودکان (WISC)[2] در سال 1969 توسط دیوید وکسلر به منظور سنجش هوش کودکان تهیه شده است؛ این مقیاس بر خلاف مقیاس های انفرادی مشابه به صورت سطوح سنی تنظیم نگردیده، بلکه دارای آزمون های فرعی بوده که ماده های هر آزمون به ترتیب دشواری مرتب شده است. مقیاس (WISC) فرم نزولی مقیاس (WAIS)[3] است که بسیاری از پرسش های آن از میان پرسش های مقیاس (WAIS) برگزیده و پرسش های جدید ساده تری به آنها افزوده شده است. مقیاس (WAIS) بیست و پنج سال پس از تدوین در سال 1974 مورد تجدیدنظر قرار گرفت و مقیاس هوش وکسلر کودکان-تجدیدنظر شده[4] نامیده شد. این آزمون دارای 12 خرده آزمون است که 2 آزمون جنبۀ ذخیره ای،  آزمون کلامی و 6 آزمون غیرکلامی (عملی) می باشد. خرده آزمون های کلامی شامل اطلاعات، شباهت ها، حساب، واژه ها، و فهم می باشد. خرده آزمون های عملی شامل تکمیل تصاویر، ترتیب تصاویر، مکعب ها، تنظیم قطعات، و تطبیق علائم می باشد. حافظه ارقام و مازها خرده آزمون های ذخیره ای هستند.
ترجمه و انطباق آزمون های مقیاس هوش وکسلر کودکان- تجدیدنظر شده در سال های 1363 و 1364 زیر نظر یک گروه از متخصصان روانشناسی و علوم تربیتی انجام پذیرفت (شهیم، 1371). یازده آزمون از دوازده آزمون (به جز آزمون واژه ها) با توجه به تفاوت های فرهنگی و زبانی در جامعه ایران و آمریکا به فارسی ترجمه شد و پرسش های ناهمگن با فرهنگ ایرانی با تعداد بیشتری پرسش های معادل پرسش اصلی جایگزین و پس از بررسی مقدماتی بهترین پرسش انتخاب و جایگزین پرسش اصلی گردید. از آنجا که آزمون واژه ها در متن اصلی برای جامعه ایرانی مناسب نبود، آزمون واژه هایی مخصوص کودکان ایرانی تدوین گردید (شهیم، 1373).
آزمون هوشی ریون کودکان: ماتریسها مدرج که توسط ریون در بریتانیا تهیه شد به منظور اندازه گیری عامل عمومی ساخته شده است. این آزمون که پاسخ دادن به آن مستلزم کشف رابطه در ماده­های انتزاعی است از نظر روانشناسان بهترین شاخص عمومی شناخته شده است. ماده­های این آزمون شامل 60 ماتریس یا طرح است که در هر یک از آنها قسمتی حذف شده است و آزمودنی باید بخش حذف شده را از بین شش تا هشت گزینه انتخاب کند. این فرم در سال 1938 تهیه شده است و از سنین 5 تا 65 سال کاربرد دارد. یعنی هم روی کودکان هم روی بزرگسالان آن را را می­توان اجرا کرد. سو الهای مطرح شده در ماتریسها همه از یک نوعند و همگی شامل توالی الگوهایی از اشکال یا نمودارهایی هستند که بر اساس منطق خاصی تنظیم شده اند و آزمودنی باید هر یک از نمودارها را با انتخاب یک شکل از بین چند شکل کامل کند. (پاشاشریفی،1384). سوالهای مطرح شده در آزمون مناسبترین مقیاس برای اندازه گیری توانایی سیال است و به منظور اندازه گیری عامل عمومی ساخته شده است. ماده های آزمون به 5 گروه تقسیم شده اند و هر گروه شامل 12 ماده است که سطح دشواری آنها به تدریج افزایش می یابد، ولی اصل مورد نظر در مورد همه آنها یکی است. در ماده های اولی فقط تشخیص درست مطرح است، ولی ماده های دشوار بعدی متضمن قیاس، تبدیل و تناوب طرحها و سایر روابط منطقی است (آناستازی، ترجمه محمد نقی براهنی،1364).
براهنی  و همکاران در سال 1371 در هنجاریابیِ این آزمون برای کودکان گروه سنی 5 تا 11 ساله تهرانی، که بر روی 725 کودک انجام شد. ضرایب همبستگی این آزمون با آزمون بندر گشتالت را در گستره­ای بین 52/. تا 75/. برای گروههای سنی مختلف گزارش نموده­اند. آنها همچنین با دو روش بازآزمایی و دو نیمه کردن، پایایی این آزمون را سنجیدند. با روش بازآزمایی ضرایب پایایی از 69/. تا 91/. و با روش دو نیمه کردن ضرایب پایایی از 80/. تا 93/. برای گروههای سنی مختلف به دست آمد.
آزمون های اختلال خواندن
1)آزمون اختلال خواندن نصفت:
برای تشخیص دانش آموزان نارساخوان از آزمون اختلال خواندن که توسط نصفت و همکاران ساخته و هنجاریابی شده است، سود جستیم. بر مبنای این آزمون، سه خصوصیت عمده بالینی یعنی اشتباهات خواندن (از قبیل حذف، افزودن، جابه جایی، جایگزینی و وارونه خوانی)، سرعت خواندن و درک مطلب دانش آموزان نارساخوان مورد سنجش قرار گرفت. بر مبنای این آزمون، به ازای هر نوع خطا یک نمره به آزمودنی تعلق گرفته و مجموع نمرات وی در خطاها به عنوان خطای کلی آزمودنی در نظر گرفته می شد. به ازای هر پاسخ به سؤال های درک مطلب نیز یک نمره به آزمودنی تعلق می گرفت. در نهایت، میزان مدتی که آزمودنی از شروع تا پایان متن خواندن (بر حسب ثانیه) صرف می کرد، شاخص سرعت خواندن محسوب گردید. ضرايب اعتبار خواندن در پایه سوم  56/0 ، در پايه چهارم 61/0 ودر  پايه پنجم 68/0 بدست آمده است (نصفت و همکاران، 1380).


1- Golder
1-Wechsler Intelligence Scale for Children
2- Wechsler Adult Intelligence Scale
3- Wechsler Intelligence Scale for Children-Revised (WISC-R)